بازم سلام
آرتین گل گلیه مامان ، فرشته ی من دیگه راه می ره و کلمات رو به صورت نا واضح می گه
آیدا = آدا
بابا = بابابابابابا
بابا نوئل مهربون یه هدیه زیبا و دوست داشتنی ( آرتین جون ) بهمون داده
آرتین گل گلیه مامان ، فرشته ی من دیگه راه می ره و کلمات رو به صورت نا واضح می گه
آیدا = آدا
بابا = بابابابابابا

پسرم ، قند عسلم امروز هفت ماهه شده
ایشالله ۷۰۰ ساله بشی

یکی بالا و یکی پایین
مجموعاً یکی بالا و دو تا پایین ، خدایا شکرت

پسر گلم بزرگ شد و یه دندون کوچولو تو لثه پایین در آورده مبارکه پسرم
در ضمن تو این عکس همش غرغر می کنه

قربون اون تعجبات بشه مامان

ببخشید که کمی دیر شده واسه گذاشتن عکسهای جوجوم

بیمارستان شهریار تبریز - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸

الهی مامان فدای اون موهای خوشگلت بشه

دی جی آرتین

فدای اون نگاهت بشه مامان

پسر گلم اصلا تو حموم صداش در نمیاد و عاشق حمومه

در حال رانندگی و خوانندگی

فدای اون خنده های بی ریات

پسرم کیف مامانش رو می گرده
باورت نمی شه که تمام زندگی و هستی منی
عاشقانه و روز به روز بیشتر از قبل دوستت دارم
راستی بابایی جونت هم عاشقته
وقتی رفتیم تهران بابایی می گفت اصلا نمی تونم دوری آرتین جونم رو تحمل کنم
بازم سر فرصت برات می نویسم
امروز رفتیم سونوگرافی آخر و تعیین زمان زایمان . اگه خدا بخواد 18 اسفند ساعت 10 صبح میریم بیمارستان تا جنابعالی قدمهای خوشگلت رو بذاری تو این دنیا .
پسرم همش ورجه وورجه میکردی و تازه یه کار با نمک انجام دادی ، الهی قربونت بشه مامانی
که موقع سونوگرافی دست راستت تو دهنت بود و داشتی انگشتای کوچولوتو می خوردی .
![]()
امروز آخرین روز کاری قبل از به دنیا اومدن توه ،دلم برای همه ی همکارام تنگ میشه به خصوص واسه خاله سپید.![]()
خدا میدونه که کی دوباره می تونم برگردم به تک ظرف !!!!![]()
برای همه آرزوی سلامتی دارم و مخصوصا همکار عزیزم بابایی مهربونت ![]()
به امید دیداری دوباره اما خیلی متفاوت با وجود تو نازنینم در تک ظرف